با من دلشده گر یار نسازد چه کنم بر من آن است که با فرقت او میسازم

دل غمگین مرا گر ننوازد چه کنم؟
وصلش ار با من بیچاره نسازد چه کنم؟
جانم از آتش غم سوخت، نگویید آخر تا غمش یک نفسم جان نگدازد چه کنم؟
خود گرفتم که سر اندر ره عشقش بازم با من آن یار اگر عشق نبازد چه کنم؟
یاد ناورد ز من هیچ و نپرسید مرا باز یک بارگیم پست نسازد چه کنم؟
چند گویند مرا: صبر کن از لشکر غم؟ بر من از گوشهی ناگاه بتازد چه کنم؟
من بدان فخر کنم کز غم او کشته شوم گر عراقی به چنین فخر ننازد چه کنم؟
+
|

آی آدما گوش بکنید وصیت من .. ای شمائید که میگیرید رو دوشتون جنازه ی من .. دستای من و از توی تابوت بیرون بزارید .. تا که بدونن هیچی از این دنیا نبردم .. خالی هستن این دستای من .. تورو خدا موهای من و شونه نکشید .. تا که بدونن دست نوازش نکشیدن رو سر من .. اگه کسی سراغم و ازتون گرفت .. تورو خدا نزارید بره آخه اونه قاتل من .. بگید چشاش به در بود نیومدی سراغش .. بگید به یاد تو بود نیومدی سراغش .. بگید که تک پرت بود نیومدی سراغش .. بگید که عاشقت مرد دیگه نیا سراغش .
+
|

سلام به همه دوستان گلم
WISH I WAS YOUR LOVER این پست به خاطری یه مشکل حذف شد باید ببخشید دیگه ممنون از عزیزانی که واسه این پست کامنت زده بودن ( جبران میکنم
) فعلآ بای ![]()
پنداشتی که کوره ی سوزان عشق من دور از نگاه گرم تو خاموش می شود؟ پنداشتی که یاد تو این یاد دلنواز در تنگنای سینه فراموش می شود؟ تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم
+
|

قهر باران , جور طوفان داشتم تا چو گلبن گل به دامان داشتم خود نکردم دا من غم را رها گوییا با غصه پیمان داشتم در جوانی چهره ام در هم شکست بس که در دل درد پنهان داشتم گل نمیخواهم که در باغ دلم داشتم داغ و فراوان داشتم خجلت دل را کشیدم سالها سفره خالی بود و مهمان داشتم پشت دیواری به خاکم بسپرید من که بیم از روی دربان داشتم هر چه بلبل نغمه خواند و گل شکفت غنچه سان سر در گریبان داشتم تا چراغان بود با سیلی رخم آبرویی بین یاران داشتم مهمان بودم در این دنیا ولی روز و شب اندیشه ی نان داشتم ساعتی صد بار مردم , ای دریغ باز هم بدنامی جان داشتم ریشه اش در انتظار تیشه بود بر درختی گر که سامان داشتم روز خشکی منت آتش , پریش فصل سبزی ناز باران داشتم 
+
|


گفــــــــــتی که مـــــرا دوســــــــت نداری... گفــــــــتی کـــه مــــــرا دوســــــــت نداری...
گــــــــــــله ای نیســــت بیــــــن من و عشــــق تو ولــــــــی فاصـــــــــله ای نیـــــــــست
گفتم که کمی صبر کن و گــوش به من ده گفتی که نه، باید بروم، حوصــــــله ای نیست
پرواز عجــب عادت خوبیـــــــست ولی حیف رفتی تو و دیگر اثر از چلـــــــچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو، خدا پشت و پناهت، به ســـلامت بگذار بســـــوزد دل من، مســـئله ای نیست
+
|


بزا شروع کنم من از خاطره تلخ روزی که دستام تو دستت بود و چشامون تر
حالا میخوام بگم از عامل جدائی مون میخوام بنویسم و بگم نرو با من بمون
ولی دیگه نمیتونم بگم دوست دارم چطور ادعا کنم نازتو خریدارم
یه روز میگفتم غیر تو کسی و ندارم ولی حالا میبینم که چقدر بی قرارم
صدات و دوست دارم حتی توی سکوت برام چیزی نمونده جز دلی کبود
میخوام تنها باشم تو هر بود و نبود روزا برام بیداری و شب ها بی خوابی بود
آره میدونم شما خوبین و من بدم ولی منــــــــم راه جدائی و خوب بلدم
ازت میخوام از این به بعد کنی فراموشم ازم نخواه که بگیرمت تو آغوشم
وقت رفتن نشنیدی بغض صدام و که میگفتم تنها نذار نوشته هام
رفتی اما تو نگاهم جا گذاشتی گریه هائی که رو شونه هام نوشتی
خدا تنها شدم من توی این شهر غریب کلاف سرنوشت من گره خرده عجیب
خدا تنها شدم بیا دیگه دستمو بگیر نگو نمیـــــــــای , نگو شدم اسیر
لحظه جدائی نداشتم شک و تردید ولی بازم دلم مثـــــــل بچه لرزید
شدم زندونی تو چهار دیوار تنهائی زندونی چاره جز سوختن و ساختن نداری
اتاق 15 متری حالا دیگه زندون من سر تا سر تختم برام شده سلول تنگ
امروز چشمای تو روی من خط کشیدن منم از عشق تو دیگه دست کشیدم
فراموش کردم صدای خنده هات و من خاموش کردم فانوس خاطرات و
چیزی نمیخوام بگم و سرجام نشستم ببین آخر کاری چقدر سرده دستم
حرف آخر نمیخوام دیوونه تر شی واسه چشمائی که دیگه رفته از یاد
دیگه امیدی نمونده که تموم شد هر چی که بود و نبودت و به من داد
+
|

از پشـــــــت شیشه میدیدم دستاش توی دست تو بود ..
دیــــــــــــگه بهم دروغ نگو .. نگو پیشت کســـــی نبود ..
نگـــــــــــو که باور نـــدارم حـــــرف های عاشــــقونتــو ..
جـــــــــمع کن بـــبر از دل مــن اون عـشق بچـــه گونتو ..
بــــــــرات یه بازیـــچه بــودم تو لحــظه های بی کسی ..
گـــــــفتی فقط من و داری دل نمیدی به هیچ کــسی ..
امـــــــــا فراموشـــت شـده حرف هــائی که بهم زدی ..
گــــــفتی به من عشق منی دیـــدی به مــن نـارو زدی ..
بــــــرای رفتـــن از پیشـــم چقـــدر پریشـــونه دلـــت ..
مــــــگه میخوای کجا بری اینجـــوری گریونه چشــت ..
اگـــــــه نمیــــدونی بـــدون دلم شــــکسته از دلت ..
نـــــفرین قلب عاشقم همیشه هست پشت سرت ..
+
|

کجائی عزیزم ببینی که تنهام ... کجائی ببینی چه تاریک شبهام .. چی شد تو نگاهت کسه دیگه ای بود ؟ کجائی که بعد تو غم همدمم بود .. نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت .. بیا تا بریزم اشکام و به راحت .. کجائی گل من تو رفتی میدونم .. دلم تنگه واسه تو نامهربونم .. بدون تا ابد تو قلب منی ولی باز چی شده دل و میشکنی ؟ اونی که پرهاشو بست و نشست چه ساده پرید و دلم و شکست .. نبودی ببینی چی اومد سر من .. کجائی ببینی شکسته پر من .. پریدی چه ساده تو تنها نذارم .. میدونی که نای پریدن ندارم .. پر من شکسته نکن نا امیدم .. بدون بعد جشمات خوشی و ندیدم .. چه شبها به یادت نشستم میدونی .. بسه گریه زاری تو نا مهربونی ..
![]()
![]()
![]()
+
|


دفتر عشق كه بسته شـد
+
|

سر به سر دلم نذار دل دیگه دوستت نداره میخواد بره برای توخاطره رو جا بذاره نذار به پای سرنوشت قصه ی این جدائی رو بگو که خوب یادت دادن رسمای بی وفائی رو خط و نشون نکش برام دلم بی تو نمیمیره نگو که قسمت این بوده تا دلم اروم بگیره برو نذار ثانیه هام بیشتر از این تلف بشن باغ قشنگ خاطره کویر بی علف بشن بازم میگی دوستم داری ...مجبوری تنهام بذاری خوب میدونم عزیز دل داری بهونه میاری
+
|

اگر از يـاد تورفتم ،.. اگه رفـتي تو ز دستـم.... اگه يار ديگروني من هنوز عاشقت هستم.......... با وجودي كه گفتي ديگه قـهري تا قيامـت با تموم سادگيـهام گفتم اما به سلامت........... شايد اين خوابه كه ديدم ..... هرچي حرف از تو شنيدم..... قلب ناباور من گفت : من به عشقم نرسيدم... پيش از اين نگفته بودي غير ما كسي رو داري توي گريه... توي شادي سر رو شـونه هاش بذاري؟؟؟؟؟؟؟ تو رو مي بخشـــــم....................... و هرگز ديگه يادت نمي اُفتـم.....
+
|

ای سنگفرش راه كه شبهای بی سحر تك بوسه های پای مرا نوش كرده ای ای سنگفرش راه كه در تلخی سكوت آواز گامهای مرا گوش كرده ای هر رهگذر ز روی تو بگذشت و دور شد جز من كه سالهاست كنار تو مانده ام بر روی سنگهای تو با پای خسته ... ، آه عمری بخبره پیكر خود را كشاندم ای سنگفرش هیچ در این تیره شام ژرف آواز آشنای كسی را شنیده ای؟ در جستجوی او به كجا تن كشم ، دگر ای سنگفرش گم شده ام را ندیده ای ؟
+
|

یه روز بهم گفت : میخوام باهات دوست شم اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور جایی که هیچ مزاحمی نباشه وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز دیگه تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام حالا دیگه اون تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه هنوز نمیدونه که من خیلی خیلی تنهام
+
|

میبینم دیگه هیچ كس برای غربت چلچله ها گریه نمیكنه نمیبینم که دیگه چشـــــــم کسی واسه تنهائی ما گریه کنه چشم من مثل قدیمها نمیخواد مثل ابرهای سیاه گریه كنه دیگه كم كم از خودم بدم میاد تن پوسیدمو مرگم نمیخواد میون این همه سایه سایه ی من دیگه مرده آخه تنهاییه كهنه خورشید و از اینجا برده لب من شهر سكوته تو تنم زندگی مرده دستی از اون ور ابرها اومده سایمو برده دیگه دردم به سراغم نمیاد خاك سرد هم تنمو پس میزنه کسی که صداش به ابر ها میرسیــــــــد مرده اما یاد گنگش با منــــه چشم خشکیده من کاش میدونست همـــه شعری که خونــدم قصه تنها شدن بود قصه رفتن و رفتن قصه رها شدن بود قصه مرگ یه قصه بغض بی صدا شدن بود قصه دوری دوری از شما جدا شدن بود
+
|
